.
چگونه فراموش کنم که جوانی من چطور سرد و خاموش گذشت ؟
چگونه زندگی روزمره جای همه چيز را گرفت
و عمرم مثل دعای يکشنبه ی کليسا ، يکنواخت و خسته کننده سپری شد ؟
حالا ديگر راز فراموشکاری را از همه ی فراموشکاران بهتر آموخته ام
ديگر به گذشت زمان اعتنايی نمی کنم
اما آن بوسه های نگرفته و نداده
آن نگاههای نکرده و نديده را که به من باز خواهد داد ؟
برچسب:
نویسنده: باربد پورحسین
تاريخ: پنجشنبه
16 اسفند
1397 ساعت: 2:36